عباس عبدی از فعالیت رسانهای منع شد

رویداد۲۴| قوه قضائیه اعلام کرد: متعاقب انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد، دادستانی تهران به دلیل جنبه عمومی جرم علیه نویسنده و روزنامه اعلام جرم کرد و پرونده برای انجام تحقیقات به بازپرسی ارسال شد.
بازپرس پرونده پس از انجام تحقیقات و استعلامات نسبت به احضار نویسنده یادداشت و مدیر مسئول روزنامه اقدام کرد.
در جریان تحقیقات مقدماتی در شعبه بازپرسی، علاوه بر اعلام جرم دادستانی، حدود ۸۰۰ نفر از شهروندان و اقشار مختلف مردم، شکایتی را علیه عباس عبدی (نویسنده) و مدیران روزنامه اعتماد تقدیم دادستانی کردند.
پس از احضار عباس عبدی عناوین اتهامی ایجاد اختلاف بین اقشار جامعه و نشر اکاذیب و مطالب خلاف واقع (موضوع بند ۴ و ۱۱ ماده ۶ قانون مطبوعات و ماده ۶۹۸ قانون تعزیرات) به نامبرده تفهیم شد.
در همین راستا، با توجه به عدم معرفی مدیرمسئول برای روزنامه اعتماد در بازه زمانی مذکور، صاحب امتیاز روزنامه جهت تفهیم اتهام و پاسخگویی به دادسرا احضار و سپس قرار جلب به دادرسی و کیفرخواست صادر شد.
پس از انجام تحقیقات و حضور عباس عبدی در دادسرا، قرار نظارت قضایی منع فعالیت رسانهای به مدت سه ماه اعم از مصاحبههای زنده یا ضبطشده با رسانههای داخلی و خارجی، چاپ، انتشار و بارگذاری هرگونه یادداشت، مقاله یا محتوا در روزنامهها، فعالیت در شبکههای اجتماعی و صفحات شخصی در فضای مجازی صادر شد.پرونده جهت رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.
سفارت نوردی حرفه آباء و اجدادی شماست. این شغل شریف رو به بچه هات آموزش بده که بعد از مردنت اونا ادامه دهنده راه تو باشم به حول قوه الهی
نتيجه جعل و تبعيض رسانهاي
آيا همين جعل خبر به معناي آن نيست كه فقط با تحريف واقعيات است كه ميتوانند ديگران را با اتهام ترسو بودن، دعوت به پيوستن به سيل خروشان ملت كنند؟ و الا معلوم نيست اگر واقعيت را بگويند آيا كسي اطراف آنها خواهد ماند؟ گرچه واقعيت دير يا زود آشكار خواهد شد ولي آن زمان براي جبران تبعات اين جعليات خيلي دير خواهد بود. يكي ديگر از كارهاي تندروهاي طرفدار جنگ بيپايان، ايفاي نقش سخنگويي از طرف رهبري است. معلوم نيست، اينها چگونه چنين ارتباطي دارند كه خبر را به نحوي ميگويند كه گويي در آنجا حاضر بودهاند. اين نوع خبرسازيها به جريانسازي ميانجامد و در ذهن و روان تندروها رسوب ميكند و تبعات خود را به كشور بار خواهد كرد. ديگري ميگويد: «وقتي مردم در خيابان از محتواي مذاكره اطلاعي ندارند، چطور با فريادهاي خود روي آن تأثير بگذارند؟! ميز مذاكره اگر حمايت خيابان را ميخواهد، بايد با او صادقانه سخن بگويد و اجازه ندهد تا خيابان، اخبار مذاكره را از دشمن بشنود.» خوبه كه طرفدار شفافيت شدهاند، ولي مگر ميز مذاكره بدون اجازه مقامات ذيصلاح چيده شده؟ به علاوه كافي است خيابان براي طرفداران هر خط مشي، متمايز شود تا وزن آنان معلوم گردد. به اين هم نياز نيست. ابتدا توافق كنند، سپس براي تاييد نظر مردم به رفراندوم گذاشته شود هر چه مردم گفتند قبول است. آن ديگري براي نمايش خود همسايگان را با ادبيات ترامپي تهديد ميكند در حالي كه معلوم نيست چه كاره است؟ ديگري در روزنامه خود نوشته كه تنگه را بايد حداقل ۱۰ سال پيش ميبستيم ولي غربزدهها نگذاشتند. نويسنده يك لحظه هم فكر نميكند، مگر كسي ميخواست ببندد كه غربزدهها نگذاشتند؟ مگر اين اقدام همچون اينبار، جز در اختيار رهبري نظام بود؟ به علاوه ۵ سال پيش كه همه خودي و يكدست شديد چرا تنگه را نبستيد؟ متاسفانه جريان سياسي طرفدار جنگ با هدف پايان يافتن زيست متعارف در ايران، آزاد است هر رفتار رسانهاي داشته باشد. در مقابل، دستان جريان طرفدار كوشش براي رسيدن به توافقي پايدار و به سود ايران به نسبت بسته است و جريان سوم ضد ايراني نيز آزادانه از رسانههاي فرامرزي كار خود را ميكند. نتيجه اين وضعيت به زيان كشور است. آنان بدون اطلاع دقيق از ميدان و وضع كشور در پي ادامه جنگ هستند و براي سياستگذاران جريانسازي ميكنند. قطعا چنين تصميماتي موفق و به سود كشور نخواهد بود، ولي تندروها مسووليت هر شكستي را متوجه مجريان سياستهاي كلان خواهند نمود. بدتر اينكه اكثريت مردم هم با تصميماتي كه يك اقليت رانتي از كف خيابان تحميل كنند همدلي نخواهند داشت. مبادا هم چوب خورده شود و هم پياز.
حالا به مذاق بعضی ها حرفش خوش نیامده بماند